![]() |
![]() |
|
| عشق بي پايان |
حق داري كه دعوتم را بدعد عمري نپذيزي
فال حافظ گرفتم ديدم از عاشقي سيري
تقصير منه كه گفتم تو بخواي واست ميميرم
تو كه نوبتت شد اما گفتي بايد بميري
جاي چشات خالي ديشب ،چه خواب قشنگي ديدم
خواب ديدم واسه هميشه منو بردي به اسيري
يادمه روزاي اول اشكاتو كه پاك ميكردم
گفتي اين يادت بمونه تو،تو دنيا بي نظيري
دوس دارم صداقت تو مثل حرف اون روزات بود
منو مي بردي تو ساحل توي كلبه حصيري
حالا اما توي راهت اگه يه رود خانه باشه
واسه رد شدن نميخواي دساي منو بگيري
يادمه كه بي اجازه اومدم تو رو ببينم
زير دونه هاي برف و بلوري مه شيري
نگرانم شدي اون روز گفتي تا هوا درس شه
تو پيش خودم مي موني،فعلنم خونه نميري
يادمه هوا كه خوب شد تا خونه فقط دوئيديم
توي دفترم نوشتم دوئيديم تو چه مسيري
ديگه اون روزا گذشتن ، مثه عمرا بر نگشتن
توي دفترم نوشتم، رسيدم به چه كويري
آخرش ديشب كه خواستم خون تون بيام و گفتي
مشغلت خيلي زياده ،اين روزا بد جوري گيري
هر چي عاشق تو باشم ،برم اندازه اي داره
نمي دوني واسه ديدن، واسه من هميشه ديري
تا نگم خوبي تو انگار شعر من تموم نميشه
برو تو قصر شكستم، تا ابد خودت اميري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 23:41 توسط مصطفی |
|
بوسه يعني وصل شيرين دو لب
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 23:38 توسط مصطفی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 22:56 توسط مصطفی |
|
|
ای کاش بلد بودم خوب حرف بزنم ؛
ای کاش بلد بودم ؛ اما نه ؛ من میخوام بهترین دنیاهمراه با تو مال من باشه ...
ای کاش تو در کنارم بودی ، تا سرت را بر روی پاهایم میگذاشتم و دست در موهایت ای کاش تو در کنارم بودی تا بر لبان سرخت بوسه ای میزدم و تو را در آغوش خودم ای کاش تو در کنارم بودی تا درد دلم را از نزدیک با چشمانت در میان میگذاشتم! کاش فاصله ای بین ما نبود تا با هم به سرزمینی میرفتیم که تنهای تنها ولی با هم ای کاش تو همان سایه من بودی که حتی لحظه ای نیز از من دور نبودی! ای کاش کمی از اختیار دنیا در دستانمان بود که هیچگاه نمیگذاشتیم فاصله ای بین ما ای کاش می توانستیم باز در کنار هم خاطره های شیرین بر جا بگذاریم! ای کاش قاصدکی تو را در میان خود میگرفت و به سوی من می آورد! ای کاش لحظه ها و ثانیه ها زودتر بگذرند ، و فصل ها و سالها زودتر از میان کاش سفر نبود ، کاش چیزی به اسم دوری و فاصله نبود... کاش میتوانستم از غم دوری تو اشک نریزم ، کاش می توانستم دلتنگ نشوم ، کاش کاش فردا که فرا میرسد تو را در کنار خودم ببینم ، کاش لحظه ای دیگر تو با فریاد کاش لحظه سفرت برایم یک خواب بود، کاش این دوری و فاصله برایم یک رویا بود... کاش و ای کاش ، کاش کاش کاش ، ای کاش ! تا کی بگویم کاش؟ تا کی بنویسم و بر زبان بیاورم ای کاش...؟؟؟ و ای کاش روزی فرا رسد که دیگر نگویم ای کاش... آن روز بگویم خدا را صدها مرتبه شکر که در کنار تو هستم... دوست دارم که نگویم دوستت می دارم دوست دارم که بدانی دوستت می دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:37 توسط مصطفی |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:36 توسط مصطفی |
|
|
تورا دوست دارم اما به تو دوستت دارم نخواهم گفت تورا دوست دارم اما در آتش عشقت نمی سوزم تورا دوست دارم اما هرگزنامه ای برایت نخواهم نوشت تورا دوست دارم اما هرگز برای تو نمیمیرم تا بدانی آنکه می گوید بخاطرت میمیرم دروغ گفته زیرا من بخاطرت زنده ام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:32 توسط مصطفی |
|
|
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم
دنیای زيباي من دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:30 توسط مصطفی |
|
|
بهتربنم امید آن دارم که مرا هرگز از یاد نبری با اینکه یواش یواش دارید از کوچه ی ما میرید ولی اینو بدون که هرگز فراموشت نخواهم کرد
نمیدونی امروز چقدر حالم گرفته شد وقتی فهمیدم دارید میرید حالا خدا خودش به دادم برسه میدونم باور نمی کنی ولی با رفتنت من قطره قطره خواهم سوخت وای............................ به آن لحظه ای که چشمم را به در خانه تان بیندازم و این خیال که تو از آن بیرون می آیی عشق ناز و خوشگل من خواهش میکنم بی خیال ما نشو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:27 توسط مصطفی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:25 توسط مصطفی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:23 توسط مصطفی |
|
|
نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 18:50 توسط مصطفی |
|
|
نمی دونم چرا وفا نداشتی نمی دونم چرا تنهام گذاشتی نمی خوام که بگم تو بی وفا یی می دونم که تو اینطور نمی خواستی نمی شه که دوباره تو بیا یی می دونم این چیزا هیچ وقت نمی شه نمی خوام این جوری تنها بمونم نمی دونم چرا؟ اما نمی شه نمی تونم بگم دوستت ندارم نمی دونم دروغ سخته همیشه نمی خوام فکر کنی تنها ترینم اما دروغ چرا؟ تنها ترینم نمی خوام که بری واسه همیشه پس اینو خوب بدون بی تو نمی شه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 18:49 توسط مصطفی |
|
|
اشکامو پاک کنم یا نه. دوستم داری یا نداری. تکلیف عشقمون چیه ؟
عاشقی یا مسافری ، اشکامو پاک کنم یا نه. بگو تو میمونی با هام یا اشکو
هدیه میکنی وقت جدایی به چشام اشکامو پاک کنم یا نه ؟ جواب اشکامو
بده. یه جایی دارم تو دلت یا عشق ناقابلم کهنه شده ؟ تو خاطرت بگو بگو
بهم بگو پیشم میمونی توهنوزتو رو خدا تنهام نذار توکه دوستم داشتی یه
روز اشکامو پاک کنم یا نه ؟ با غم عشقت چه کنم بمونم یا بمیرم .
اشکامو پاک کنم یا نه . گریه رو از سر بگیرم ؟اشکامو پاک کنم یا نه ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 0:29 توسط مصطفی |
|
|
شــــــــــده تا حالا دلت همچين بگيره كه ندوني به كجا پناه ببري؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 0:0 توسط مصطفی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 23:59 توسط مصطفی |
|
|
تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم
عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 23:57 توسط مصطفی |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 22:22 توسط مصطفی |
|
|
چشم و دلي براي تماشا و فال كو؟ تقويم چار فصل دلم را ورق زدم آن برگهاي سبز سرآغاز سال كو؟ رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند حال سئوال و حوصله قيل و قال كو ؟ هرچند كه دلتنگ تر از تنگ بلورم با كو ه غمت سنگتر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند به شكوهتر از كوه دماوند غرورم يك عمر پريشاني بسته به موئي ست تنها سر موئي زسر موي تو دورم اي عشق به معشوق تو گذر مي كنم از خويش تو قاف قرار من و من عين عبورم بگذار به بالاي بلند تو ببالم كز تيره نيلوفرم و تشنه ي نورم
فال نيك گفتي :غزل بگو! چه بگويم ؟ مجال كو ؟ شيرين من ، براي غزل شور و حال كو ؟ پر مي زند دم به هواي غزل ، ولي گيرم هواي پر زدنم هست ، بال كو؟ گيرم به فال نيك بهار را خدای عشق: گریه هم دیگر دوای درد بی درمان من نیست سایه ای حتی از آن یاران هم پیمان من نیست گشته ام رسوای عالم در ره عشق و وفا غیر اشک داغ و حسرت هیچ در چشمان من نیست من که تا امروز گریان دیده ام چشمان خود را پس چرا بهر خدا هم یک نفر گریان من نیست؟ گر فنا گردم بسی از دوری و بی غمگساری غیر سنگ سخت خارا،در دل یاران من نیست سوختم صدباره من از درد هجران و هنوز باوری غیر از خدای عشق در ایمان من نیست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 17:45 توسط مصطفی |
|
|
كنار پنجره اتاقم پيشانيم را به شيشه اتاقم تكيه داده ام. و به ياد آن روزها كه چنين غمگين نبودم و غمي در دلم سنگيني نمي كرد. فكر ميكردم. به آن روزها حسرت مي خوردم كه ناگاه اشكي از گوشه چشمم فرو ريخت
د بگويم كه ما يكديگر را دوست داريم. به پشيمانان يا به نو عروسان كه خوشبختي را در انعكاس عشق ميبينند................................!
فرياد ميزند دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:17 توسط مصطفی |
|
|
مسافر به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه .
زيرا ميدانم به سوي من باز خواهي گشت.
به انتظارت خواهم ماند .زيرا قلب من با هر طپش خود آهنگ
خاطرات گذشته را مي نوازد قلبي كه در آن خاطرات تا ابد محفوظ است حتي اگر بدانم كه روزي جسمت به سوي من باز نمي گردد باز هم
به انتظارت مي نشينم تا شايد صداي پايي بشنوم كه از آن تو باشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:15 توسط مصطفی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 17:12 توسط مصطفی |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 0:31 توسط مصطفی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 22:48 توسط مصطفی |
|
|
تنهایی را دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 22:6 توسط مصطفی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 22:5 توسط مصطفی |
|
|
آن روز كه دلت پيش دلم بود دستان مرا سخت فشردی كه مرو حال كه دلت جای دگر بند شده كفشان مرا جفت نموده ای كه برو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:54 توسط مصطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سعی نکن توی این دنیا به کسی دل ببندی
چون دنیا اینقدر کوچیکه که جای دوتا دل نمیشه واگه خواستی به کسی دلی ببندی سعی نکن از اون جدا بشی چون دنیا اینقدر بزرگ که دیگه اونو پیدا نمیکنی |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عمومی |
| نویسندگان |
|
مصطفی مصطفی-مریم |
| پیوندها |
|
خنده گلستانه اخرین غزل سکوت پرصدا ترانه عروس پائیزی http://deli.blogfa.com/ تبسم تلخ دوستانه |
|
RSS
|